ايرج افشار

10

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

آمدند و بعد از فوت حسن پادشاه پسرش يعقوب پادشاه با سلطان حيدر سلوك نمىكرد . و آن حضرت نيز به دستور والد ميل غزا كرده با زمره‌اى از اهل ارادت متوجه غزاى چركس شد . فرخ يسار پسر سلطان خليل كه پادشاه شيروان بود از بيم آن‌كه سلطان حيدر مبادا به انتقام خون پدر ارادهء شيروان داشته باشد لشكرى جمع كرده از يعقوب پادشاه نيز استمداد نموده او سليمان بيجن اغلى را با چهار هزار كس به مدد شيروانشاه فرستاد و در حدود طبرسران سر راه بر سلطان گرفته فيما بين قتالى صعب روى داده ، در آن معركه درجهء شهادت يافت . جسدش را در طبرسران دفن كردند . بعد از بيست و دو سال به حظيرهء مقدسه نقل كردند و قضيهء شهادت او در سنهء ثلث و تسعين و ثمانمايه روى نمود ، و از جملهء فرزندان گرامى او ابولايه ( ؟ ) . . . « 1 » خازن « جواهر ارشاد » و ولىّ عهد پدر بود . يعقوب پادشاه او را با برادر به قلعهء اصطخر فارس فرستاد كه در آن‌جا باشند . ايشان چهار سال و نيم در قلعه بودند . اما حاكم آن‌جا مقصود بيك پرناك با ايشان سلوك پسنديده مىنمود . چون يعقوب پادشاه فوت شد ميانهء بايسنقر پسر او و رستم برادرزادهء او منازعه پديد آمده پادشاهى ايران بر رستم قرار گرفت . . . . « 2 » به كومك شيروانيان مأمور گردانيده و او متوجه دفع آن گروه گشت و بر دشمنان غالب آمد . بايسنقر را به قتل رسانيده در كمال عظمت و اقتدار به تبريز آمده طبقهء صوفيه بر سر او جمعيت عظيم نمودند . رستم پادشاه از تربيت او پشيمان گشته ارادهء غدرى داشت . آن حضرت از تبريز بىرخصت عزيمت دار الارشاد نمود . روزى برادر كهترش اسمعيل ميرزا را طلب داشته در حضور خليفه‌ها و ريش سفيدان تاج دوازده ترك حيدرى را كه سلطان حيدر بر وفق خوابى كه ديده بود ترتيب داده بر سر مىنهاد از سر مبارك برداشته بر سر او نهاد . « جواهر ارشاد » كه از پدر و جدّ ميراث داشت به او سپرده او را به دوستداران سلسله سفارش كرد . رستم پادشاه ايبه سلطان را [ 7 ب ] با جنود تركمان به دفع شهزادگان فرستاد . در حوالى اردبيل جنگى صعب روى نمود . سلطانعلى ميرزا با هفتصد نفر از صوفيان جان‌نثار بر آن فوج كبير ظفر يافته صوفيان به كسب مشغول بودند . درين اثنا

--> ( 1 ) . جاى دوسه كلمه سفيدست . ( 2 ) . جاى يك كلمه سفيدست .